|
شنيدم که چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در ميان غزلها بميرد
گروهي بر آنند کاين مرغ شيدا
کجا عاشقي کرد آنجا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نکته گيرم که باور نکردم
نديدم که قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو درياي من بودي آغوش وا کن
که مي خواهد اين قوي زيبا بميرد
عاشق 3 بيت آخر اين شعرم خصوصا تعبيري كه در بيت آخر به كار رفته (مهدي حميدي شيرازي)
هر چي سعي ميكنم نميتونم شعري با احساس و عالي بگم .درسته ايراد از اراده ي سست خودمه ولي با خوندن شعر هاي با احساس و محشر ديگران خيلي لذت ميبرم به عنوان مثال اين وبلاگ : در کوچه های شاعری
لذت ميبرم وقتي تعبيرهاي زيبايي كه شعرا به كار ميبرن رو ميخونم يا حتي تعبيرهايي كه در ترانه ها ازشون استفاده ميشه مثل ِاين ابيات و جملات :
بگذاشتيم,غم تو نگذاشت مرا ... حقا که غمت از تو وفادار تر است
***
ارزش وصل نداند مگر آزرده ي هجر ... مانده آسوده بخسبد چو به منزل برسد
سعدي به روزگاران مهري نشسته بر دل
بيرون نميتوان کرد الا به روزگاران
چندت کنم حکايت , شرح اين قدر کفايت
باقي نمي توان گفت الا به غمگساران
واقعا چقدر زيباست !!!
يا
اگه عشقي نباشه آدمي نيست
اگه آدم نباشه زندگي نيست
نپرس از من چه آمد بر سر عشق
جواب من به جز شرمندگي نيست ...
و در آخر هم يك اثر واقعا زيبا از دوست خوبم در وبلاگ در كوچه هاي شاعري (عهد جان با اجازه )
کنار برکه دلم نشستم و نيامدي
دوباره در سکوت خود شکستم و نيامدي
سرودم از ستاره ها غزل براي بودنت
ز هر چه رنگ بي تو داشت گسستم و نيامدي
دلم بهانه تو داشت، فقط به عشق ديدنت
دريچه ي نگاه خود نبستم و نيامدي
سؤال کردم از خدا نشان خانه ي تو را
سکوت کرد و در سکوت شکستم و نيامدي...

شايد سليقه ي من و شما در مورد اين اثر ها متفاوت باشه ولي من واقعا از خوندنشون لذت ميبرم .ولي ناراحتم كه نميتونم خودم يه اثر خلق كنم .باز هم ايراد از اراده ي سست خودمه ...
و
يه بار ديگه يك ترانه ي زيبا و با احساس ديگه رو معرفي و تقديم ميكنم به دوستاي گلم :
خيلي دلم پر ازت
بود و نبود زندگيم
يه بار ديگه هستيم رو باز
باختم به پاي سادگيم
يه بار ديگه تنهام گذاشت
اون كه چشاش دوستم نداشت
اون كه با رفتنش گل ِ
گريه رو تو دلم گذاشت
چشماي بي گناه چي شد ؟
اون همه گريه ها چي شد؟
دلي كه با من مي تپيد بي دل و شيداي كي شد ؟
چشماي بي گناه چي شد ؟
اون دل بي گناه چي شد ؟
دلي كه با من مي تپيد بي دل و شيداي كي شد ؟
دستم رو بگير به چشمام نگاه كن
ميخوام با شعله هاي عشقم مزرعه ي نگاهت رو آتيش بزنم
با من بيا
با من بيا
دانلود اين ترانه
|